سنگ مفت زمین مفت
سنگ مفت زمین مفت
محمد سرابی
هوس تغییر پایتخت این بار بدون هیچ بهانه خاصی مطرح شد.قبلا اتفاقی می افتاد وشهر جنبه بی نظم وبی قواره اش را نشان می داد تا سیاستگذاران به فکر تغییر پایتخت بیفتند.سالهای خیلی دور تهران تکه کوچکی از ایران بود.پیرمردهاهنوز قصه های تکراری دورانی که زمینها را با پرتاب سنگ می خریدند تعریف می کنند.هیچ وقت هم معلوم نشده است این زمینهای مفت کجا بود وچه کسی با سنگ انداختن صاحبشان شد. پهلوی دوم بزرگتر بودن شهر و ساختن خانه های بلند و خیابان های شلوغ را نشانه پیشرفت مملکت می دانست و فکر می کرد با این کار ایران در ردیف کشور های متمدن قرار می گیرد.نتیجه آن هم توسعه مساحت تهران والبته حاشیه ها وحلبی آبادهایش شد و زمانی رسید که مردم همین حاشیه ها علیه او انقلاب کردند.
وقتی جنگ شروع شد سردار قادسیه وعده فتح تهران را داد اما پشت دروازه اولین مرکز استان زمین گیر شد و جز بمب و موشکهایش چیزی به تهران نرسید.آن وقت بود که گروهی به خیال اسباب کشی به بزرگترین شهر شرقی افتادند. به مشهد که در تیررس صدام نبود. ولی مدافعان جوان ما قویتر از تصور دیکتاتور بغدادی بودند و با جنگی طولانی مرزها را به جای خود برگرداندند.بعد از جنگ یک بار دیگر هم طرح تغییر پایتخت مطرح شد.در دوران سازندگی تهران بزرگ ومشکلات آن حل نشدنی می نمود.این بار مقصد اصفهان انتخاب شد ولی کار چنان پیش رفت که به جای رفت پایتخت به اصفهان شهردار اصفهان به پایتخت آمد و برای بیش از یک دهه شهردار ماند.کرباسچی بعداز شروع دولت اصلاحات مغضوب قرار گرفت و سر از زندان درآورد.مجازاتی که تامدتها بعد او را از عرصه مدیریت و سیاست دور کرد.در این دو ده با وقوع هر زلزله شدید مانند رودبار و بم دوباره موضوع تغییر پایتخت تازه می شود و تنها مرکز استانی که روی گسل ودر خطر زمین لرزه قرارندارد یعنی شهر اراک، هدف جابه جایی تعین می گردد.
جابه جا کردن پایتخت کار ساده و بدون خرجی نیست.موافقان آن را به تغییر پایتخت آلمان از بن به برلین مقایسه می کنند.البته برلین حدود پنجاه سال قبل از آن هم پایتخت بود و این حرکت نوعی بازگشت محسوب می شود.بازگشتی که با دردسر و مخارج فراوان همراه بود ولی دولت آلمان در این هزینه ها منافعی را می دید.اینجا می توان از مثال دیگری برای مقایسه کمک گرفت.نمایشگاه بین المللی کتاب آلمان برای مدتی به فرانکفورت منتقل شد و حالا دوباره به لایپزیک برمی گردد.برنامه ریزی واجرای این جابه جایی بدون نقص بود درست مانند فعالیت سالانه آن.اما در ایران که نه تنها جابه جایی، بلکه قادر به برگزاری نمایشگاه سالیانه کتاب نیستیم و تا سه روز مانده به افتتاحیه هیچ کس از سالنی که خواهد رفت و غرفه ای که خواهد داشت خبر ندارد چگونه می توان پایتخت را جابه جا کرد.نمایشگاه کتاب به دلیل ترافیک بزرگراه های اطراف (و نه برای ساختمانهای فرسوده و خطرناک) آواره شده است. شهر آفتاب در جنوب تهران آماده نیست در نتیجه شبستان مصلا که مخصوص نماز وعبادت ساخته شده است به نمایشگاه کتب و محل گشت وگذار تبدیل می گردد. برنامه ریزی برای مسائلی کوچکتر چون جابه جایی نمایشگاه تمرین خوبی برای تغییر پایتخت است.
این کار مانند برنامه ریزی های کلان اقتصادی نیست که با آزمون و خطا پیش برود و بعد از شکست خوردن هم بایگانی شود.نمی دانیم داستان های پرتاب سنگ واقعیت دارد یا نه ولی آن آدمهای زرنگی که زمینهای اطراف تهران را با پرتاب سنگ صاحب شدند مسلما سنگهای بزرگی را پرت نکردند.
راه بدون بازگشت
راه بدون بازگشت
محمد سرابی

یکی از ویژگی های تهران این است که هیچ وقت نمی توانید در آن از همان راهی که رفته اید برگردید. در جهت تحکیم این ویژگی پس از بررسی های فراوان و ساعت ها کار کارشناسی، متخصصان به این نتیجه علمی رسیدند که خیابان ولیعصر را یک طرفه کنند و تاکنون این طرح با قاطعیت در حال اجراست. اواخر مرداد تابلوهایی به درختان و تیرهای چراغ برق نصب شده بود که خبر از یک طرفه شدن خیابان می داد. کسی باور نکرد. مگر می شود اصلی ترین خیابان تجاری شمال شهر را یک طرفه کرد؟ مغازه داران و صاحبان مراکز تجاری مطمئن بودند این کار امکان پذیر نیست و می دانستند چه اتفاقی برای حجم مشتریان شان و همین طور قیمت املاک شان خواهد افتاد. صحبت از مقاومت و اعتراض بود. می گفتند حتی اگر ما هم اعتراضی نکنیم سازمان های بزرگی که در مسیر هستند یا حداقل بیمارستان ها واکنش نشان می دهند. ولی مثل همیشه شهرداری با چند روز تاخیر و جلب موافقت بقیه این کار را کرد و اعتراضی نشد. حالا مردم مانده اند با این «تغییر» بزرگ چه کنند. روز اول رانندگان با تعجب به شکل جدید خیابان نگاه می کردند. انگار تا به حال در آن رانندگی نکرده اند. از منطقه عباس آباد به بالا یک طرفه شده و فقط می شود رفت. بعد مسیر های جایگزین اعلام شد. خیابان جردن که خود از ترافیک کافی برخوردار است یکی از این مسیرهاست. عصر ها و زمانی که شرکت ها و سازمان ها تعطیل می شوند جردن یکسره راهبندان و کرایه تاکسی ها در آن دو برابر است. حالا ترافیک برگشتی ولیعصر هم از طریق کوچه های شیبدار و اعیان نشین امانیه به آن سرازیر می شود. فقط موتوری هایی که در پیاده رو حرکت می کنند اگر توقیف نشوند به موقع به مقصد می رسند. از آن طرف بزرگراه های چمران، صدر و کردستان هم از نتایج تصمیم کارشناسان بی نصیب نمانده اند و صبح و شب لبالب از خودرو می شوند. دبیر شورای عالی ترافیک می گوید حتماً شهرداری برای اجرای این طرح مطالعه کافی داشته که آن را در شورای ترافیک تهران به تصویب رسانده است. در تایید این مطالعات رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ اعلام کرده سوابق مطالعاتی طرح در دو جلد کتاب جمع آوری شده است. شهرداری اصرار دارد که هدف اصلی از یک طرفه کردن خیابان ساخت خط اتوبوسرانی بی آرتی در بزرگ ترین خیابان خاورمیانه است که تجریش را به راه آهن وصل می کند. اولین خط بی آرتی که شرق را به غرب وصل می کرد بازدهی خوبی داشت. حالا بی آرتی باید از طرف شهرداری ثابت کند که تنها راه حل رفت و آمد در تهران است و هواداران منوریل را ناامید سازد. نزدیک بودن زمان اجرای طرح به آغاز ماه مبارک رمضان و کم شدن ساعات کار ادارات ارزیابی قضیه را کمی سخت کرد ولی یک ماه دیگر که رمضان تمام شود و مدرسه ها باز شوندمی توانید در کنار راهبندان اول مهر به تماشای ترافیک بزرگ ترین خیابان خاورمیانه بنشینید
ضمیمه روزنامه اعتماد یکشنبه٨ شهریور٨٨ صفحه ١۶