نگارنده : محمد سرابی

www.negarande.ir

مجازات اعدام

بدترین مجازات ممکن

محمد سرابی

جان آلن اعدام شد.او و همدست زیر 18 سالش9 نفر را با تیراندازی تصادفی در آمریکا به قتل رسانده بودند.«جان آلن ویلیامز»47 ساله،سربازجنگ خلیج فارس که بعد از گرویدن به گروه لوییس فراخان نام خود را به جان آلن محمد تغییر داده بود در پاییز سال 2002 یک تفنگ دوربین دارخرید و گشت و گذار در ایالتهای مختلف آمریکا را آغازکرد.«لی بوید» جوان به او کمک می کرد.آنها صندوق عقب خودرو بزرگشان را سوراخ کرده بودند تا ازهمین حفره کوچک قربانی را انتخاب وشلیک کنند.بعداز تیراندازی به 12 نفر و زمانی که 10 میلیون دلار جایزه برای شناسایی آنها تعیین شده بود پلیس ویرجینیا قاتلان را دستگیر کرد.بدشانسی انها این بود که در ویرجیانا مجازات اعدام وجود دارد.وکیل آلن مثل تمام موارد مشابه ادعا کردکه موکلش به بیماری روانی مبتلا است ولی نتوانست آن را ثابت کند.بوید که درتمام این قتلها شریک بود به دلیل سن زیر 18 سال و ظاهر معصومانه اعدام نشد.از ابتدای سال میلادی 40محکوم در آمریکا اعدام شده اند. بنا به نظر سنجی موسسه گالوپ 65% مردم امریکا موافق مجازات اعدام هستند و در 35 ایالت از 50 ایالت این کشور اعدام قانونی است که در 12 ایالت هر ساله این حکم صادر می شود.6 سال قبل زمانی که آلن در زندان بود «جیمز براون»  پس از 27 سال حبس ودوبار محاکمه به جرم قتل اعدام شد.«ندال مالک حسن» افسر فلسطینی الاصلی که به تازگی در یک اردوگاه ارتش 13 نظامی را با تیراندازی کشته و 43 نفر دیگر را زخمی کرده است باید در انتظارهمین مجازات باشد. «خالد شیخ محمد» و افرادش که در  ماجرای 11 سپتامبر دست داشتند هم همینطور.دادگاه آنها به زودی شروع می شود.

امریکا یکی از کشورهایی است که مجازات اعدام در آن اجرا می گردد و پاسخ آن در مقابل اروپا که مجازات اعدام را حذف کرده است بسیار ساده است.آرنولد شوارتزینگر فرماندار کالیفرنیا یک بار به خبرنگاری که از اواین سوال را پرسیده بود گفت«مردم  اینجا عقیده دارند کسی که بدترین جرم را انجام داده است باید به بدترین مجازات برسد»روسیه که در 1996 متعهد شده بود پروتکل 6کنوانسیون حقوق بشر اروپا در باره حذف اعدام را امضا کند این کار را انجام نداده ورییس مجلس دومای این کشور می گوید که هنوز برای امضا زود است.نظر سنجی هایی از ژاپن نشان می دهد که اکثریت مردم این کشور موافق اعدام هستند.در خاور میانه هم مخالفتهایی به مجازات اعدام صورت گرفته است مثلا ایاد السامرایی رییس مجس عراق خواستار تعلیق اعدام شده است.البته به این دلیل که تا چند ماه دیگر اتنخابات برگزار می شود و گروههای درگیر می توانند از اعدام اعضای خو د استفاده تبلیغاتی کنند.

در ایران پس از اعدام یک نوجوان متهم به قتل که در رسانه هایی مانند تلویزیون هم انعکاس پیدا کرد موضوع مجازات اعدام بیشتر مطرح شده است ولی این سخنان و تلاشها همیشه قانون گذاران ،دولتها و دستگاه قضایی را هدف گرفته است در حالی که عامل اصلی در میان مردم است.اگر اکثریت مردم یک جامعه موافق مجازات اعدام باشند هیچ جریان روشنفکری با حقوق بشری قادر به حذف آن نخواهد بود.در بعضی از استانهای ایران وحتی در حاشیه پایتخت اگر مرد خانواده به رفت و آمد یکی از زنان با غریبه ها شک کند بلافاصله شخصا حکم رااجرا می کند و بقیه اعضای خانواده باشادی و افتخار از این کار او استقبال می کنند.در جامعه ای که قتلهای ناموسی هنوز رواج دارد چگونه می توان ازحذف قانون مجازات اعدام سخن گفت.

   + محمد سرابی ; ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸۸
    پيام ها ()

شیطان پرستی

 

شیطانک ها

 محمد سرابی

 شیطان شاخ و ریش و سم دارد. یعنی اگر نیمه شب کسی را دیدید که با این نشانه ها در حال قدم زدن بود و احیاناً دم بلندی هم داشت و بوی بدی از او به مشام می رسید می توانید به همه بگویید شیطان را ملاقات کرده اید ولی شیطان پرستان را چگونه می توان شناخت؟ آنها که شاخ و سم ندارند. مدتی است که استفاده از عبارت شیطان پرستی در میان مردم و مسوولان رایج شده است. مهمانی هایی توسط پلیس کشف می شود که به گروه های شیطان پرست منتسب است. پلیس بروشور هایی را منتشر می کند تا والدین دلسوز را نسبت به خطر شیطان پرستی آگاه کند. در این بروشور ها اطلاعات زیادی دیده نمی شود و بیشتر تصاویر آنها عکس های گروه های موسیقی متال و نقش ستاره پنج پر در کنار تار عنکبوت و شعله آتش است. تلویزیون هم چند برنامه در این باره پخش کرده است که بیشتر از بحث های اجتماعی شامل صحنه هایی مبهم و توصیه هایی شبیه نصیحت های مشاوران مدارس بود. از همه مهم تر مسوولان و محققان فرهنگی هستند که در سخنرانی های خود ضمن ذکر مشکلات جوانان چند بار نام شیطان پرستی را می آورند تا نشان دهند که از وقایع پنهانی روز و معضلات نسل جوان خبر دارند و در ضمن آن شیطان پرستی را به تباهی تمدن غرب و توطئه های آنها ارتباط می دهند ولی در سخنرانی ها هیچ کس از این مسوولان نمی پرسد شیطان پرستان مورد نظر چه شکلی هستند؟ این بار مصاحبه کوتاه رئیس پلیس امنیت اخلاقی ناجا با خبرگزاری ایسنا دیدگاهی واقع بینانه و دور از هیاهو را نشان می دهد. روزبهانی گفته است «هیچ باند سازمان یافته شیطان پرستی در کشور وجود ندارد و 90 درصد جوانانی که از علائم شیطان پرستی استفاده می کنند اطلاعی از مفهوم آن ندارند.» برخلاف تصور عمومی شیطان پرستی جدید نیست زیرا از دوران باستان تاکنون سابقه دارد، غربی نیست زیرا در شرق هم ریشه های آن دیده می شود.

 مهم تر از همه اینکه شیطان پرستی در ایران تنها تقلیدی از گروه های شیطان پرست خارجی است. درست مانند تقلیدی که در جنبه های هنری و اجتماعی دیده می شود و تنها آثاری سطحی از نمونه اصلی با خود دارد. موهای ژل زده، لاک ناخن سیاه، زینت آلات و گردن آویز های فلزی، خالکوبی و حتی حلقه هایی که از لب و بینی کسی آویخته شده است نشانه شیطان پرستی او نیست اگرچه برای این اتهام کافی است. شیطان پرستی واکنشی نسبت به مذهب مسلط است که در سنین جوانی به صورت مشغولیت به مد و موسیقی خاصی خود را نشان می دهد.

آنتوان لاوی  بنیان گزار کلیسای شیطان در سانفرانسیسکو

 گروه های شیطان پرست به گونه یی منزوی یا ضداجتماع هستند و هیچ وقت از حد مشخصی بزرگ تر نمی شوند. اغلب آنها بعد از گذشت چند سال اعضای خود را از دست می دهند مگر اینکه برخورد و تبلیغات نادرست موجب تقویت آنها شود. نوجوانی که از طرح یک گردنبند خوشش آمده و آن را به گردن می اندازد اگر چند بار شیطان پرست خطاب شود ممکن است موضوع را جدی بگیرد و کنجکاو شود تا درباره آن بیشتر بداند.

ضمیمه روزنامه اعتماد ٢٠ آبان ٨٨ صفحه ١۶

   + محمد سرابی ; ٧:٢٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸۸
    پيام ها ()

سنگ مفت زمین مفت

سنگ مفت زمین مفت

محمد سرابی

هوس تغییر پایتخت این بار بدون هیچ بهانه خاصی مطرح شد.قبلا اتفاقی می افتاد وشهر جنبه بی نظم وبی قواره اش را نشان می داد تا سیاستگذاران به فکر تغییر پایتخت بیفتند.سالهای خیلی دور تهران تکه کوچکی از ایران بود.پیرمردهاهنوز قصه های تکراری دورانی که زمینها را با پرتاب سنگ می خریدند تعریف می کنند.هیچ وقت هم معلوم نشده است این زمینهای مفت کجا بود وچه کسی با سنگ انداختن صاحبشان شد. پهلوی دوم بزرگتر بودن شهر و ساختن خانه های بلند و خیابان های شلوغ را نشانه پیشرفت مملکت می دانست و فکر می کرد با این کار ایران در ردیف کشور های متمدن قرار می گیرد.نتیجه آن هم توسعه مساحت تهران والبته حاشیه ها وحلبی آبادهایش شد و زمانی رسید که مردم همین حاشیه ها علیه او انقلاب کردند.

وقتی جنگ شروع شد سردار قادسیه وعده فتح تهران را داد اما پشت دروازه اولین مرکز استان زمین گیر شد و جز بمب و موشکهایش چیزی به تهران نرسید.آن وقت بود که گروهی به خیال اسباب کشی به بزرگترین شهر شرقی افتادند. به مشهد که در تیررس صدام نبود. ولی مدافعان جوان ما قویتر از تصور دیکتاتور بغدادی بودند و با جنگی طولانی مرزها را به جای خود برگرداندند.بعد از جنگ یک بار دیگر هم طرح تغییر پایتخت مطرح شد.در دوران سازندگی تهران بزرگ ومشکلات آن حل نشدنی می نمود.این بار مقصد اصفهان انتخاب شد ولی کار چنان پیش رفت که به جای رفت پایتخت به اصفهان شهردار اصفهان به پایتخت آمد و برای بیش از یک دهه شهردار ماند.کرباسچی بعداز شروع دولت اصلاحات مغضوب قرار گرفت و سر از زندان درآورد.مجازاتی که تامدتها بعد او را از عرصه مدیریت و سیاست دور کرد.در این دو ده با وقوع هر زلزله شدید مانند رودبار و بم دوباره موضوع تغییر پایتخت تازه می شود و تنها مرکز استانی که روی گسل ودر خطر زمین لرزه قرارندارد یعنی شهر اراک، هدف جابه جایی تعین می گردد.

جابه جا کردن پایتخت کار ساده و بدون خرجی نیست.موافقان آن را به تغییر پایتخت آلمان از بن به برلین مقایسه می کنند.البته برلین حدود پنجاه سال قبل از آن هم پایتخت بود و این حرکت نوعی بازگشت محسوب می شود.بازگشتی که با دردسر و مخارج فراوان همراه بود ولی دولت آلمان در این هزینه ها منافعی را می دید.اینجا می توان از مثال دیگری برای مقایسه کمک گرفت.نمایشگاه بین المللی کتاب آلمان برای مدتی به فرانکفورت منتقل شد و حالا دوباره به لایپزیک برمی گردد.برنامه ریزی واجرای این جابه جایی بدون نقص بود درست مانند فعالیت سالانه آن.اما در ایران که نه تنها جابه جایی، بلکه قادر به برگزاری نمایشگاه سالیانه کتاب نیستیم و تا سه روز مانده به افتتاحیه هیچ کس از سالنی که خواهد رفت و غرفه ای که خواهد داشت خبر ندارد چگونه می توان پایتخت را جابه جا کرد.نمایشگاه کتاب به دلیل ترافیک بزرگراه های اطراف (و نه برای ساختمانهای فرسوده و خطرناک) آواره شده است. شهر آفتاب در جنوب تهران آماده نیست در نتیجه شبستان مصلا که مخصوص نماز وعبادت ساخته شده است به نمایشگاه کتب و محل گشت وگذار تبدیل می گردد. برنامه ریزی برای مسائلی کوچکتر چون جابه جایی نمایشگاه تمرین خوبی برای تغییر پایتخت است.

این کار مانند برنامه ریزی های کلان اقتصادی نیست که با آزمون و خطا پیش برود و بعد از شکست خوردن هم بایگانی شود.نمی دانیم داستان های پرتاب سنگ واقعیت دارد یا نه ولی آن آدمهای زرنگی که زمینهای اطراف تهران را با پرتاب سنگ صاحب شدند مسلما سنگهای بزرگی را پرت نکردند.

 

   + محمد سرابی ; ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸۸
    پيام ها ()

قطارهای سرگردان

قطارهای سرگردان

 محمد سرابی

مترو از جنوب به شمال در حال حرکت است. از ایستگاه سعدی به بعد شایعه یی در میان مسافران می پیچد؛ «قطار در یکی از ایستگاه ها نمی ایستد». بلندگوی واگن چیزی نمی گوید. مسافران به یکدیگر توصیه می کنند چطور با پیاده شدن در ایستگاه های قبل و بعد خود را به مقصد برسانند. مطمئن نیستند خیابان های اطراف هنوز به شکل یکطرفه یا دوطرفه روزهای قبل باشد.جمعیت در هفت تیر پیاده می شوند. قطار مسیر خود را به سمت شمال ادامه می دهد و بین راه چند بار درون تونل ها متوقف می شود. انتهای خط ایستگاه قلهک است. همیشه قطارها یکی در میان تا قلهک می روند و بقیه، سه ایستگاه مانده به قلهک -حقانی- خط را عوض می کنند و برمی گردند. روش معمول این است که بلافاصله قبل از رسیدن به حقانی این تغییر خط اعلام می شود. ولی این بار چند ایستگاه جلوتر از حقانی بلندگو می گوید «مسافران محترم مقصد نهایی این قطار ایستگاه حقانی است». بعد به جای حقانی قطار در ایستگاه قبل از آن- همت- توقف می کند. گروهی از مسافران سردرگم همان جا پیاده می شوند. قطار حرکت می کند. در ایستگاه خلوت و نیمه متروک همت همه ایستاده اند و به تونل و ریل های خالی نگاه می کنند. بیشتر این جمعیت قصد داشتند به سمت ایستگاه قلهک بروند. انتظار طولانی می شود. قطاری به ایستگاه می آید. درها را باز می کند. کسی سوار نمی شود. هیچ کس نمی داند این قطار به کدام سمت خواهد رفت. چند دقیقه می گذرد. بلندگو می گوید «مسافران محترم مقصد نهایی این قطار ایستگاه...» با شنیدن کلمه قلهک همه به سوی آن هجوم می برند. درها به سرعت بسته می شود. یکی دو نفر بین درها گیر می کنند. قطار از ایستگاه حقانی می گذرد و یک ایستگاه بعد در میرداماد می ایستد. درها باز می شوند و همین طور می مانند. دو ایستگاه تا قلهک مانده است. نیم ساعت می گذرد. قطار اصلاً حرکت نمی کند. مسافران کم کم پیاده می شوند. بیرون ایستگاه مسافرکش های دربستی فریاد می زنند و خیابان میرداماد راهبندان شده است.

 مترو

چند روز بعد از اینکه مدیرعامل مترو خبر از توسعه خط چهار مترو و پیوند چهارگوشه شهر داد شهردار تهران اعلام کرد در گذشته هر سال پنج کیلومتر مترو ساخته می شد در حالی در سال قبل 15 کیلومتر مترو ساخته شده است و در صورت تامین بودجه می توان هر سال 30 کیلومتر به طول خطوط مترو اضافه کرد. دو روز بعد از سخنان شهردار اظهارات مدیر بهره برداری مترو همه این آرزوها را کنار زد. جعفر ربیعی در صحبت های خود از صفر شدن موجودی قطعات یدکی، کمبود واگن، عدم پرداخت یارانه، دریافت نکردن اعتبارات و بدهی به پیمانکاران مترو خبر داد. ربیعی در مورد مشکلات مترو گفته است از اول مهر مسافران 20 درصد بیشتر و تاخیر قطار ها یک و نیم برابر شده و به 50 درصد رسیده است. خبرهایی از مشکلات راهبران قطار و پرسنل مترو مانند دریافت نکردن حقوق یا بی نظمی در شیفت های کاری آنها هم شنیده می شود. هر روز حدود 1600 هزار نفر مسافر مترو هستند.

 

رقابت دیرین شهرداری و دولت بر سر اتوبوس های بی آرتی و منوریل، درگیری مسوولان مترو و مخالفان آنها، بحث پلیس راهنمایی و رانندگی و خودروسازان در مورد ایمنی خودروها، مشکل بنیادی بنزین ارزان و خیل عظیم مسافرکشانی که از راه آن نان می خورند، ماجرای جمع کردن مینی بوس ها و پخش کردن ون ها، تقابل خدمات الکترونیک و اینترنت کم سرعت... همگی گره های رفت و آمد در تهران را می سازند. می گویند در جوامع پیشرفته خطوط مترو رگ های حیاتی شهر هستند. با این وضعیت رگ های تهران احتمال سکته قلبی در این شهر را چقدر می بینید؟

ضمیمه روزنامه اعتماد ٧ آذر ٨٨ صفحه ١۶

 

   + محمد سرابی ; ٥:٢٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٧ آبان ۱۳۸۸
    پيام ها ()