نگارنده : محمد سرابی

www.negarande.ir

آبخازیا-دیوار غزه-فساد سیاسی در افغانستان

آیا این‌جا کشور است؟

 محمد سرابی

 آبخازیا

در اولین انتخابات «آبخازیا» رئیس جمهور قبلی این کشور، «سرگئی باگاپس» دوباره رئیس جمهور شد

بیشتر کشورهای دنیا آبخازیا را کشور نمی‌شناسند. آبخازیا و اوستیا مناطقی از گرجستان هستند که ادعای جدایی‌طلبی و تشکیل کشور مستقل را دارند.

ادامه مطلب
   + محمد سرابی ; ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

آزار واذیت یا تجاوز جنسی

آزار واذیت

محمد سرابی

در روز روشن در حاشیه پایتخت چهار نفر به زنی جوان تعرض می کنند.آن هم در کنار جاده و بدون ترس از دستگیر شدن.دومامور نما به صحنه می رسند و به تجاوز کنندگان ملحق می شوند تا وقتی که مامور های واقعی برسند و همه را دستگیر کنند. بعد قاضی اول پرونده، به دلیلی نامشخص و بدون توضیح متجاوزان را به جای تحویل به بازداشتگاه آزاد می کند. این موضوع باعث شد رئیس قوه قضائیه، رئیس دادگستری و قضات دادگاه کیفری استان تهران قاضی متخلف را مورد مواخذه قرار دهند و اولین جلسه دادگاه متهمان تشکیل شود.

چند روز بعد سه مرد که با شخصی اختلاف کاری داشتند وارد خانه او می شوند و بعد از بستن دست و پای صاحب خانه در مقابل چشم فرزندانش به همسرش تجاوز می کنند و می روند.واکنش رییس پلیس در جلسه ای خبری پس از این حوادث به این شکل است«...در بخش عمده ای از پرونده ها، تجاوز به عنف را خود قربانی باعث شده است...» و تاکید بر اینکه آمار تجاوز به عنف امسال افزایش  پیدانکرده است و فقط بازتاب زیادی دارد وگرنه پلیس کارش را به خوبی انجام می دهد. (روزنامه همشهری28 آبان 88)به زبان دیگر زنی که کنار جاده یا در خانه اش مورد تجاوز چند نفر نا آشنا قرار گرفته حتما خودش مقصر بوده است.

در مباحث اجتماعی وقوع تجاوز جنسی ناشی از جمع شدن دو عنصر است.خشونت و عوامل جنسی که خوشبختانه در ایران هیچ کدام وجود ندارد یعنی نباید وجود داشته باشد زیرامشکل خشونت یکی دوسال قبل با طرح امنیت اجتماعی حل شد.ماموران اراذل را کتک زدند وآفتابه برگردن در خیابانها چرخاندندتا از آن به بعد اوباش دیگر جرات تخلف نداشته باشند.عوامل جنسی هم دائما زیر نظر هستند مثلا تابستان امسال به فروشندگان لباس اخطارداده شده بود که مانکن های پلاستیکی را از ویترین مغازه ها جمع آوری کنند یا سر و دست واعضای بدن آنها را جداکنند تا تحریک کننده نباشند.کانال  های غیر اخلاقی ماهواره با پارازیت، سایت های غیر اخلاقی اینترنتی با فیلتر و رفت و آمد وسطح لباسهای غیر اخلاقی هم که با گشت و نگهبانی کنترل می شود.اینها یعنی مسئولان به خوبی وظایف خود را انجام می دهند.پس چرا چنین جرائم بزرگی در کشور رخ می دهد؟

اگر حوادث قیامدشت،لواسان یا گوهر دشت در یکی از کشور های اروپایی یاآمریکا اتفاق افتاده بود تلویزیون در تمام بخشهای خبری خود آن را تکرارمی کرد و هر بار هم از کارشناسی دعوت می کرد تا بگوید که جوامع غربی چقدر دچار سقوط اخلاقی  و تباهی فرهنگی شده اند وعنقریب از شدت فساد اخلاقی متلاشی خواهند شد.اینها همان جوامعی هستند که یک سینماگر معروف را 30سال پس از جرم به زندان می اندازند. نکند سرمایه گذاریها و برنامه ریزیها برای هدایت اخلاقی جامعه چندان هم به بار ننشسته است و در زیر نمای ظاهری جامعه ای که می بینیم یک بحران جنسی بزرگ در حال جولان باشد.نکند چیز هایی که ما به آن آزار واذیت می گوییم مهمتر از یک جرم کوچک فردی باشند.بحرانی که مانند آتشفشانی خاموش گه گاه بزرگی و خطر خود را نشان می دهد.

 

ضمیمه روزنامه اعتماد صفحه 16   3 آذر 88

   + محمد سرابی ; ۱:٠٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۳ آذر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

مجازات اعدام

بدترین مجازات ممکن

محمد سرابی

جان آلن اعدام شد.او و همدست زیر 18 سالش9 نفر را با تیراندازی تصادفی در آمریکا به قتل رسانده بودند.«جان آلن ویلیامز»47 ساله،سربازجنگ خلیج فارس که بعد از گرویدن به گروه لوییس فراخان نام خود را به جان آلن محمد تغییر داده بود در پاییز سال 2002 یک تفنگ دوربین دارخرید و گشت و گذار در ایالتهای مختلف آمریکا را آغازکرد.«لی بوید» جوان به او کمک می کرد.آنها صندوق عقب خودرو بزرگشان را سوراخ کرده بودند تا ازهمین حفره کوچک قربانی را انتخاب وشلیک کنند.بعداز تیراندازی به 12 نفر و زمانی که 10 میلیون دلار جایزه برای شناسایی آنها تعیین شده بود پلیس ویرجینیا قاتلان را دستگیر کرد.بدشانسی انها این بود که در ویرجیانا مجازات اعدام وجود دارد.وکیل آلن مثل تمام موارد مشابه ادعا کردکه موکلش به بیماری روانی مبتلا است ولی نتوانست آن را ثابت کند.بوید که درتمام این قتلها شریک بود به دلیل سن زیر 18 سال و ظاهر معصومانه اعدام نشد.از ابتدای سال میلادی 40محکوم در آمریکا اعدام شده اند. بنا به نظر سنجی موسسه گالوپ 65% مردم امریکا موافق مجازات اعدام هستند و در 35 ایالت از 50 ایالت این کشور اعدام قانونی است که در 12 ایالت هر ساله این حکم صادر می شود.6 سال قبل زمانی که آلن در زندان بود «جیمز براون»  پس از 27 سال حبس ودوبار محاکمه به جرم قتل اعدام شد.«ندال مالک حسن» افسر فلسطینی الاصلی که به تازگی در یک اردوگاه ارتش 13 نظامی را با تیراندازی کشته و 43 نفر دیگر را زخمی کرده است باید در انتظارهمین مجازات باشد. «خالد شیخ محمد» و افرادش که در  ماجرای 11 سپتامبر دست داشتند هم همینطور.دادگاه آنها به زودی شروع می شود.

امریکا یکی از کشورهایی است که مجازات اعدام در آن اجرا می گردد و پاسخ آن در مقابل اروپا که مجازات اعدام را حذف کرده است بسیار ساده است.آرنولد شوارتزینگر فرماندار کالیفرنیا یک بار به خبرنگاری که از اواین سوال را پرسیده بود گفت«مردم  اینجا عقیده دارند کسی که بدترین جرم را انجام داده است باید به بدترین مجازات برسد»روسیه که در 1996 متعهد شده بود پروتکل 6کنوانسیون حقوق بشر اروپا در باره حذف اعدام را امضا کند این کار را انجام نداده ورییس مجلس دومای این کشور می گوید که هنوز برای امضا زود است.نظر سنجی هایی از ژاپن نشان می دهد که اکثریت مردم این کشور موافق اعدام هستند.در خاور میانه هم مخالفتهایی به مجازات اعدام صورت گرفته است مثلا ایاد السامرایی رییس مجس عراق خواستار تعلیق اعدام شده است.البته به این دلیل که تا چند ماه دیگر اتنخابات برگزار می شود و گروههای درگیر می توانند از اعدام اعضای خو د استفاده تبلیغاتی کنند.

در ایران پس از اعدام یک نوجوان متهم به قتل که در رسانه هایی مانند تلویزیون هم انعکاس پیدا کرد موضوع مجازات اعدام بیشتر مطرح شده است ولی این سخنان و تلاشها همیشه قانون گذاران ،دولتها و دستگاه قضایی را هدف گرفته است در حالی که عامل اصلی در میان مردم است.اگر اکثریت مردم یک جامعه موافق مجازات اعدام باشند هیچ جریان روشنفکری با حقوق بشری قادر به حذف آن نخواهد بود.در بعضی از استانهای ایران وحتی در حاشیه پایتخت اگر مرد خانواده به رفت و آمد یکی از زنان با غریبه ها شک کند بلافاصله شخصا حکم رااجرا می کند و بقیه اعضای خانواده باشادی و افتخار از این کار او استقبال می کنند.در جامعه ای که قتلهای ناموسی هنوز رواج دارد چگونه می توان ازحذف قانون مجازات اعدام سخن گفت.

   + محمد سرابی ; ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

شیطان پرستی

 

شیطانک ها

 محمد سرابی

 شیطان شاخ و ریش و سم دارد. یعنی اگر نیمه شب کسی را دیدید که با این نشانه ها در حال قدم زدن بود و احیاناً دم بلندی هم داشت و بوی بدی از او به مشام می رسید می توانید به همه بگویید شیطان را ملاقات کرده اید ولی شیطان پرستان را چگونه می توان شناخت؟ آنها که شاخ و سم ندارند. مدتی است که استفاده از عبارت شیطان پرستی در میان مردم و مسوولان رایج شده است. مهمانی هایی توسط پلیس کشف می شود که به گروه های شیطان پرست منتسب است. پلیس بروشور هایی را منتشر می کند تا والدین دلسوز را نسبت به خطر شیطان پرستی آگاه کند. در این بروشور ها اطلاعات زیادی دیده نمی شود و بیشتر تصاویر آنها عکس های گروه های موسیقی متال و نقش ستاره پنج پر در کنار تار عنکبوت و شعله آتش است. تلویزیون هم چند برنامه در این باره پخش کرده است که بیشتر از بحث های اجتماعی شامل صحنه هایی مبهم و توصیه هایی شبیه نصیحت های مشاوران مدارس بود. از همه مهم تر مسوولان و محققان فرهنگی هستند که در سخنرانی های خود ضمن ذکر مشکلات جوانان چند بار نام شیطان پرستی را می آورند تا نشان دهند که از وقایع پنهانی روز و معضلات نسل جوان خبر دارند و در ضمن آن شیطان پرستی را به تباهی تمدن غرب و توطئه های آنها ارتباط می دهند ولی در سخنرانی ها هیچ کس از این مسوولان نمی پرسد شیطان پرستان مورد نظر چه شکلی هستند؟ این بار مصاحبه کوتاه رئیس پلیس امنیت اخلاقی ناجا با خبرگزاری ایسنا دیدگاهی واقع بینانه و دور از هیاهو را نشان می دهد. روزبهانی گفته است «هیچ باند سازمان یافته شیطان پرستی در کشور وجود ندارد و 90 درصد جوانانی که از علائم شیطان پرستی استفاده می کنند اطلاعی از مفهوم آن ندارند.» برخلاف تصور عمومی شیطان پرستی جدید نیست زیرا از دوران باستان تاکنون سابقه دارد، غربی نیست زیرا در شرق هم ریشه های آن دیده می شود.

 مهم تر از همه اینکه شیطان پرستی در ایران تنها تقلیدی از گروه های شیطان پرست خارجی است. درست مانند تقلیدی که در جنبه های هنری و اجتماعی دیده می شود و تنها آثاری سطحی از نمونه اصلی با خود دارد. موهای ژل زده، لاک ناخن سیاه، زینت آلات و گردن آویز های فلزی، خالکوبی و حتی حلقه هایی که از لب و بینی کسی آویخته شده است نشانه شیطان پرستی او نیست اگرچه برای این اتهام کافی است. شیطان پرستی واکنشی نسبت به مذهب مسلط است که در سنین جوانی به صورت مشغولیت به مد و موسیقی خاصی خود را نشان می دهد.

آنتوان لاوی  بنیان گزار کلیسای شیطان در سانفرانسیسکو

 گروه های شیطان پرست به گونه یی منزوی یا ضداجتماع هستند و هیچ وقت از حد مشخصی بزرگ تر نمی شوند. اغلب آنها بعد از گذشت چند سال اعضای خود را از دست می دهند مگر اینکه برخورد و تبلیغات نادرست موجب تقویت آنها شود. نوجوانی که از طرح یک گردنبند خوشش آمده و آن را به گردن می اندازد اگر چند بار شیطان پرست خطاب شود ممکن است موضوع را جدی بگیرد و کنجکاو شود تا درباره آن بیشتر بداند.

ضمیمه روزنامه اعتماد ٢٠ آبان ٨٨ صفحه ١۶

   + محمد سرابی ; ٧:٢٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

سنگ مفت زمین مفت

سنگ مفت زمین مفت

محمد سرابی

هوس تغییر پایتخت این بار بدون هیچ بهانه خاصی مطرح شد.قبلا اتفاقی می افتاد وشهر جنبه بی نظم وبی قواره اش را نشان می داد تا سیاستگذاران به فکر تغییر پایتخت بیفتند.سالهای خیلی دور تهران تکه کوچکی از ایران بود.پیرمردهاهنوز قصه های تکراری دورانی که زمینها را با پرتاب سنگ می خریدند تعریف می کنند.هیچ وقت هم معلوم نشده است این زمینهای مفت کجا بود وچه کسی با سنگ انداختن صاحبشان شد. پهلوی دوم بزرگتر بودن شهر و ساختن خانه های بلند و خیابان های شلوغ را نشانه پیشرفت مملکت می دانست و فکر می کرد با این کار ایران در ردیف کشور های متمدن قرار می گیرد.نتیجه آن هم توسعه مساحت تهران والبته حاشیه ها وحلبی آبادهایش شد و زمانی رسید که مردم همین حاشیه ها علیه او انقلاب کردند.

وقتی جنگ شروع شد سردار قادسیه وعده فتح تهران را داد اما پشت دروازه اولین مرکز استان زمین گیر شد و جز بمب و موشکهایش چیزی به تهران نرسید.آن وقت بود که گروهی به خیال اسباب کشی به بزرگترین شهر شرقی افتادند. به مشهد که در تیررس صدام نبود. ولی مدافعان جوان ما قویتر از تصور دیکتاتور بغدادی بودند و با جنگی طولانی مرزها را به جای خود برگرداندند.بعد از جنگ یک بار دیگر هم طرح تغییر پایتخت مطرح شد.در دوران سازندگی تهران بزرگ ومشکلات آن حل نشدنی می نمود.این بار مقصد اصفهان انتخاب شد ولی کار چنان پیش رفت که به جای رفت پایتخت به اصفهان شهردار اصفهان به پایتخت آمد و برای بیش از یک دهه شهردار ماند.کرباسچی بعداز شروع دولت اصلاحات مغضوب قرار گرفت و سر از زندان درآورد.مجازاتی که تامدتها بعد او را از عرصه مدیریت و سیاست دور کرد.در این دو ده با وقوع هر زلزله شدید مانند رودبار و بم دوباره موضوع تغییر پایتخت تازه می شود و تنها مرکز استانی که روی گسل ودر خطر زمین لرزه قرارندارد یعنی شهر اراک، هدف جابه جایی تعین می گردد.

جابه جا کردن پایتخت کار ساده و بدون خرجی نیست.موافقان آن را به تغییر پایتخت آلمان از بن به برلین مقایسه می کنند.البته برلین حدود پنجاه سال قبل از آن هم پایتخت بود و این حرکت نوعی بازگشت محسوب می شود.بازگشتی که با دردسر و مخارج فراوان همراه بود ولی دولت آلمان در این هزینه ها منافعی را می دید.اینجا می توان از مثال دیگری برای مقایسه کمک گرفت.نمایشگاه بین المللی کتاب آلمان برای مدتی به فرانکفورت منتقل شد و حالا دوباره به لایپزیک برمی گردد.برنامه ریزی واجرای این جابه جایی بدون نقص بود درست مانند فعالیت سالانه آن.اما در ایران که نه تنها جابه جایی، بلکه قادر به برگزاری نمایشگاه سالیانه کتاب نیستیم و تا سه روز مانده به افتتاحیه هیچ کس از سالنی که خواهد رفت و غرفه ای که خواهد داشت خبر ندارد چگونه می توان پایتخت را جابه جا کرد.نمایشگاه کتاب به دلیل ترافیک بزرگراه های اطراف (و نه برای ساختمانهای فرسوده و خطرناک) آواره شده است. شهر آفتاب در جنوب تهران آماده نیست در نتیجه شبستان مصلا که مخصوص نماز وعبادت ساخته شده است به نمایشگاه کتب و محل گشت وگذار تبدیل می گردد. برنامه ریزی برای مسائلی کوچکتر چون جابه جایی نمایشگاه تمرین خوبی برای تغییر پایتخت است.

این کار مانند برنامه ریزی های کلان اقتصادی نیست که با آزمون و خطا پیش برود و بعد از شکست خوردن هم بایگانی شود.نمی دانیم داستان های پرتاب سنگ واقعیت دارد یا نه ولی آن آدمهای زرنگی که زمینهای اطراف تهران را با پرتاب سنگ صاحب شدند مسلما سنگهای بزرگی را پرت نکردند.

 

   + محمد سرابی ; ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

قطارهای سرگردان

قطارهای سرگردان

 محمد سرابی

مترو از جنوب به شمال در حال حرکت است. از ایستگاه سعدی به بعد شایعه یی در میان مسافران می پیچد؛ «قطار در یکی از ایستگاه ها نمی ایستد». بلندگوی واگن چیزی نمی گوید. مسافران به یکدیگر توصیه می کنند چطور با پیاده شدن در ایستگاه های قبل و بعد خود را به مقصد برسانند. مطمئن نیستند خیابان های اطراف هنوز به شکل یکطرفه یا دوطرفه روزهای قبل باشد.جمعیت در هفت تیر پیاده می شوند. قطار مسیر خود را به سمت شمال ادامه می دهد و بین راه چند بار درون تونل ها متوقف می شود. انتهای خط ایستگاه قلهک است. همیشه قطارها یکی در میان تا قلهک می روند و بقیه، سه ایستگاه مانده به قلهک -حقانی- خط را عوض می کنند و برمی گردند. روش معمول این است که بلافاصله قبل از رسیدن به حقانی این تغییر خط اعلام می شود. ولی این بار چند ایستگاه جلوتر از حقانی بلندگو می گوید «مسافران محترم مقصد نهایی این قطار ایستگاه حقانی است». بعد به جای حقانی قطار در ایستگاه قبل از آن- همت- توقف می کند. گروهی از مسافران سردرگم همان جا پیاده می شوند. قطار حرکت می کند. در ایستگاه خلوت و نیمه متروک همت همه ایستاده اند و به تونل و ریل های خالی نگاه می کنند. بیشتر این جمعیت قصد داشتند به سمت ایستگاه قلهک بروند. انتظار طولانی می شود. قطاری به ایستگاه می آید. درها را باز می کند. کسی سوار نمی شود. هیچ کس نمی داند این قطار به کدام سمت خواهد رفت. چند دقیقه می گذرد. بلندگو می گوید «مسافران محترم مقصد نهایی این قطار ایستگاه...» با شنیدن کلمه قلهک همه به سوی آن هجوم می برند. درها به سرعت بسته می شود. یکی دو نفر بین درها گیر می کنند. قطار از ایستگاه حقانی می گذرد و یک ایستگاه بعد در میرداماد می ایستد. درها باز می شوند و همین طور می مانند. دو ایستگاه تا قلهک مانده است. نیم ساعت می گذرد. قطار اصلاً حرکت نمی کند. مسافران کم کم پیاده می شوند. بیرون ایستگاه مسافرکش های دربستی فریاد می زنند و خیابان میرداماد راهبندان شده است.

 مترو

چند روز بعد از اینکه مدیرعامل مترو خبر از توسعه خط چهار مترو و پیوند چهارگوشه شهر داد شهردار تهران اعلام کرد در گذشته هر سال پنج کیلومتر مترو ساخته می شد در حالی در سال قبل 15 کیلومتر مترو ساخته شده است و در صورت تامین بودجه می توان هر سال 30 کیلومتر به طول خطوط مترو اضافه کرد. دو روز بعد از سخنان شهردار اظهارات مدیر بهره برداری مترو همه این آرزوها را کنار زد. جعفر ربیعی در صحبت های خود از صفر شدن موجودی قطعات یدکی، کمبود واگن، عدم پرداخت یارانه، دریافت نکردن اعتبارات و بدهی به پیمانکاران مترو خبر داد. ربیعی در مورد مشکلات مترو گفته است از اول مهر مسافران 20 درصد بیشتر و تاخیر قطار ها یک و نیم برابر شده و به 50 درصد رسیده است. خبرهایی از مشکلات راهبران قطار و پرسنل مترو مانند دریافت نکردن حقوق یا بی نظمی در شیفت های کاری آنها هم شنیده می شود. هر روز حدود 1600 هزار نفر مسافر مترو هستند.

 

رقابت دیرین شهرداری و دولت بر سر اتوبوس های بی آرتی و منوریل، درگیری مسوولان مترو و مخالفان آنها، بحث پلیس راهنمایی و رانندگی و خودروسازان در مورد ایمنی خودروها، مشکل بنیادی بنزین ارزان و خیل عظیم مسافرکشانی که از راه آن نان می خورند، ماجرای جمع کردن مینی بوس ها و پخش کردن ون ها، تقابل خدمات الکترونیک و اینترنت کم سرعت... همگی گره های رفت و آمد در تهران را می سازند. می گویند در جوامع پیشرفته خطوط مترو رگ های حیاتی شهر هستند. با این وضعیت رگ های تهران احتمال سکته قلبی در این شهر را چقدر می بینید؟

ضمیمه روزنامه اعتماد ٧ آذر ٨٨ صفحه ١۶

 

   + محمد سرابی ; ٥:٢٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٧ آبان ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

لشگر بیکاران

 

لشگر بیکاران

 

چطور ملتی فقیر، جنگ زده و بدهکار می تواند در مدت یک دهه نیروی عظیمی فراهم کرده و قاره یی را زیرورو کند؟ این سوالی بود که هنوز هم در مورد آغاز جنگ جهانی دوم از طرف آلمان پرسیده می شود. در سال های بعد از جنگ جهانی اول مشکلات اقتصادی، رکود و بیکاری اروپا را فرا گرفته بود. در آلمان بدهکاری به خاطر غرامت های جنگ جهانی اول، تحقیرهای معاهده ورسای و تبلیغات کمونیست ها وضعیت اجتماعی بدتر بود. در واقع این انبوه جوانان بیکار و گرسنه آلمانی بودند که لشگر نازی ها را تشکیل دادند و به کشورهای دیگر سرازیر شدند.

در قرن های گذشته رعیت های محنت زده به امید نزول باران یا رحم خراج گیران پادشاه می ماندند تا شاید سال بعد با برداشت محصول و زاد و ولد احشام به نان و نوایی برسند. ولی از 100 سال پیش با افزایش دانش عمومی و ارتباطات و همین طور تولید نظریه های سیاسی جدید واکنش مردم به فقر تغییر کرده است.

بنا بر اطلاعات ارائه شده از سوی مرکز آمار ایران نرخ بیکاری که در آغاز دولت نهم 9/10 درصد بود باید تا پایان امسال به 4/8 درصد می رسید ولی این نرخ الان 3/11 درصد است. فراکسیون کارگری مجلس بیکاری را بیشتر از اینها و در حدود 16 درصد ارزیابی می کند.نشریه اکونومیست هم پیش بینی کرده است بحران بیکاری تا پایان امسال به 1/12 درصد برسد. شاید به نظر برسد که 10 درصد و 15 درصد بیکاری زیاد هم نیست و تا وقتی 90 درصد دیگر سر کار هستند، اتفاقی نمی افتد ولی وجود 10 درصد بیکاری در جامعه یی به معنای این نیست که تمامی افراد باقیمانده دارای مشاغلی معتبر، مستمر و معقول هستند یا اینکه از درآمد و امید به ادامه حرفه خود رضایت دارند. بنا بر اعلام مرکز پژوهش های مجلس، ایران رتبه اول بیکاری منطقه و 17 جهان را در دست دارد.علیرضا محجوب نماینده قدیمی طبقه کارگر در مجلس نیز اظهار داشته است که در تابستان جاری میزان بیکاری جوانان 15 تا 26 سال به 7/22 درصد رسیده است. این جوانان اصلی ترین بخش نیروی انسانی هستند که باید بازار کار را افتتاح کنند.

بحران اقتصادی به صورت موجی بزرگ از بانک های امریکایی شروع شد و تا اروپا و آسیا گسترش یافت. بنا به روالی که در سال های قبل هم تکرار شده است این عوارض پس از مدتی به کشورهای جهان جنوب هم خواهد رسید.اگرچه در فضای امروز مباحثی چون نارضایتی یک هنرمند، نامه یی منسوب به یکی از بزرگان یا جمله یی از یک سخنرانی بازتاب زیادی پیدا می کند و مسائل اقتصادی را تحت الشعاع قرار می دهد ولی معمولاً در فصل زمستان درصد بیکاری در ایران افزایش پیدا می کند. زمستان در پیش است.

 

http://www.etemaad.ir/Released/88-07-28/260.htm

   + محمد سرابی ; ٦:٤۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢۸ مهر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

نمایش بدون بازیگر (حذف شاهان از تاریخ)

نمایش بدون بازیگر 

 محمد سرابی

در مباحث جامعه شناسی یکی از نهاد های اصلی هر جامعه نهاد آموزش است یعنی جایی که کودکان را برای تبدیل شدن به بزرگسال آموزش می دهد و دانش، فرهنگ و مهارت های هر نسل را به نسل بعد منتقل می کند.هر عضو جامعه از کودکی وارد مدرسه شده و پس از حدود یک دهه در آستانه جوانی از آن خارج می شود.جامعه انتظار دارد این فرد در طول مدت تحصیل توانایی خواندن و نوشتن و محاسبه را به دست آورده و همین طور اطلاعاتی در مورد علم، تاریخ، هنر و نظیر آن را کسب کند تا درکی کلی و البته واقعی از خود و جهان اطراف خود داشته باشد.

شاه اسماعیل

درست در زمان بازگشایی مدارس خبر رسید وزارت بی وزیر آموزش و پرورش قصد دارد کتاب های تاریخ را تغییر داده و نام پادشاهان را از آنها حذف کند.سوال این است اگر نام پادشاهان حذف شود چه چیزی از تاریخ باقی خواهد ماند؟ مثلاً با حذف شاه اسماعیل، شاه عباس یا شاه سلطان حسین چگونه تاریخ صفویه و شکل گیری هویت ایرانی در سده های اخیر تعریف خواهد شد؟ اساساً در صحنه نمایش دنیای قدیم ایران، ایتالیا یا چین چه کسانی غیر از سلطان و قیصر و امپراتور بازیگران اصلی بودند؟

صحبت بر سر عدالت و نیکوکاری و ایمان پادشاهان نیست چرا که شاه معمولاً فردی مستبد است که خود را مالک جان و مال رعایا می داند و سخن گفتن از سوسیالیسم یا دموکراسی پیش او بی فایده است. بحث اینجاست که حذف کردن ظالم ترین و کافرترین حاکم هم از تاریخ ممکن نیست.

نمونه واضح عوض کردن کتاب تاریخ مدارس، کشورهای بلوک شرق است.این کشورها به دلیل وضعیت جغرافیایی خود همیشه در معرض حمله قبایل بیابانگرد آسیایی بودند به همین جهت شاهان و اشراف زادگانی دارند که در جنگ با این قبایل صاحب شهرت شده اند.بعد از تسلط کمونیسم تمامی این تاریخ دستکاری و تبدیل به جنگ ارباب های سرمایه دار با یکدیگر شد زیرا کمونیست ها تاریخ را تنها از دید خود تعریف می کنند ولی این کار باعث حذف داستان های حماسی در میان مردم نشد.جالب ترین نمونه کشور آلمان است.آلمان بعد از جنگ جهانی دوم به دو کشور تجزیه شد که یک تاریخ داشتند ولی در مدارس دو سوی مرز دو تاریخ متفاوت تدریس می شد.تاریخ مدارس غربی از سرزمین ژرمن ها و امپراتوری پروس می گفت و تاریخ مدارس شرقی از سیر تکاملی مبارزات زحمتکشان برای تحقق پیش بینی های کمونیستی.می شود تصور کرد بعد از وحدت دو آلمان و نابودی بلوک شرق کدام تاریخ در مدارس آلمان باقی مانده است.

ما در تاریخ خود پادشاهان ستمگر و مستبد زیادی داشتیم.یکی از دلایلی که اکنون قادر به برقراری مردم سالاری نیستیم همین استبدادزدگی طولانی است ولی آیا می توانیم نام آنها را حذف کنیم؟

ضمیمه  روزنامه اعتماد 7 مهرماه88  صفحه 16

   + محمد سرابی ; ٩:٥٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٧ مهر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

خانم دکتر خانم مهندس

خانم دکتر خانم مهندس

محمد سرابی

نتایج کنکور امسال اعلام شد و دختر ها باقاطعیت از پسر ها جلو زدند.63 در صد به 37 درصد.در دانشگاهها هم نسبت به همین شکل است و در بعصی رشته ها در صد دختر ها به 90و 100 می رسد.اگرچه چند سالی است که مسئولان به فکر کنترل این پیروزی افتاده اند ولی عملا نمیتوان مانع ورود دختران به دانشگاه شد .معیار قبولی در دانشگاه برتری علمی است.برتری علمی هم بازدن 120تست در 1ساعت مشخص می شود.وقتی هیچ راه پیشرفت دیگری برای دختر ها وجود نداشته باشد مسلم است که درس می خوانند واز فرصت حضور در دانشگاه و کسب یک مدرک لیسانس استفاده می کنند و حق استفاده از آن را هم دارند.

حالا بیایید داستان نسلهای یک جامعه خیالی را مرور کنیم.یک قرن قبل دراین جامعه کار زنان خانه داری و بچه داری و کار مردان کشاورزی است.بعد جامعه کمی پیشرفت می کند و کار مردان کارگری در کارخانه ها یا کارمندی می شود ولی زنان همچنان خانه دار هستند و هرسال هم باردار می شوند.در شغلهای جدید ودنیای جدید که همه چیز روی کاغذ نوشته می شود مردان باید سواد داشته باشند زنان هم بعد از چند سال و باز شدن مدارس دخترانه با سواد می شوند ولی در سطحی پایین تر از مردان.در نسل بعد مردان به دانشگاه می روند و درس خواندن تا دیپلم برای زنان عادی می شود.به ندرت زنی به به دانشگاه می رود و القابی مانند خانم دکتر و خانم مهندس خیلی استثنایی است چون هنوز هم کار اصلی بیشتر زنان بالای 18سال همان خانه داری و بچه داری و بشور بساب است.در یک دوره 20یا 30 ساله زنان خانه دار دیپلمه دخترانشان را تشویق به درس خواندن می کنند تا زندگی بهتری داشته باشند واز چنگال طبقه فقیر وسنتی خود آزاد شوند.این نسل دانشگاه را کشف می کند.اوایل در هرکلاس چند دختر با ترس و احتیاط حضور پیدا می کنند تا وقتی که تصویر دختران  دانشجو باکیف و کلاسور عادی شود.آنها فرصتهای بهتری برای کسب شغل و انتخاب همسر دارند.می توانند کارهای آبرومندانه و پر درآمدی داشته باشند و به راحتی خواستگاران سطح پایین را رد کنند.بنابر این دختران دیگر تقلید از آنها را شروع می کنند.با گذشت یک نسل دختران همسطح پسران تحصیل می کنند و از آنها جلو می زنند.دانشگاهها توسعه پیدا می کنند و خیل عظیمی از جوانان کشور دانشجو می شوند.درس خواندن چند سالی وقت می گیرد و سن ازدواج و سطح سلیقه را بالا می برد.ضمن اینکه به شکلی غیر مستقیم می تواند انتخابها را کم کند.مردان به سادگی نمی پذیرند که همسرشان بیشتر از آنها درس بخواند یا در آمد داشته باشد.درس و کار وقت زنان متاهل را می گیرد.زنانی که در حال تحصیل وشروع یک کا تازه هستند نمی خواهند با بچه دارشدن و در نتیجه گرفتار شدن سرعت موفقیت خود را کاهش دهند.پس تعداد بچه هابه سمت دو، یک، وصفرمی رود.بعضی ها اساسا قید ازدواج را می زنند.وقتی زندگی از تحصیل وکار و پول و استقلال فردی تشکیل شده است چرا باید آنرا با کس دیگری شریک شد؟در نتیجه تعداد خانم دکتر ها و خانم مهندس های مجرد بالا می رود اما واحد جامعه خانواده است نه فرد.بنابراین در این تنهایی ها ناهنجاری هایی بروز می کند که فعلا به آن نمی پردازیم.

با کاهش تعداد خانواده ها و کاهش تعداد بارداری ها.نمودار جمعیت افت می کند.در دوره 30 ساله بعدی حمعیت پیر می شود در حالی که تعداد کودکان برای جانشینی آنها کافی نیست.دولتها برخلاف گذشته تشویق به بچه دارشدن می کنند و نیروی کاری که از کشور های فقیر و عقب مانده آمده اند را می پذیرند.البته این مهاجران به سادگی در فرهنگ و تمدن جدید جذب نمی شوند و ارزشهایی را تغییر می دهدند کم کم ترکیب جمعیتی عوض می شود و جامعه خیالی ما با 50یا 30سال قبل کاملا متفاوت خواهد شد.

   + محمد سرابی ; ۱:٥٤ ‎ق.ظ ; شنبه ٤ مهر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

شهربانو

شهربانو

 محمد سرابی

معرفی سه زن به عنوان وزیر این بحث را مطرح می کند که آیا تصدی سمت های بالای سیاسی و مدیریتی در یک جامعه نشانه پیشرفته بودن آن است؟ چه کشور هایی در جهان هستند که در آنها زنان از جمله سیاستمداران بزرگ باشند؟ در حال حاضر اولین نمونه آلمان است که آنگلا مرکل صدراعظم و بالاترین قدرت آن محسوب می شود. اشتاین مایر مهم ترین رقیب سیاسی او درست یک پله عقب تر ایستاده است و در سیستم اداری زیر دست مرکل قرار دارد.بعد از آلمان به امریکا می رسیم. رئیس مجلس نانسی پلوسی است. از یک دهه قبل تاکنون (به جز دوران کوتاه پاول)سه وزیر امور خارجه امریکا به ترتیب آلبرایت، رایس و کلینتون هستند.رئیس دیوان عالی امریکا بالاترین جایگاه قضایی این کشور هم سونیا سوتومایور است؛ زنی با تبار لاتین. کابینه کشور هایی چون سوئد و فرانسه هم از زنان خالی نیست و در بعضی از این کابینه ها زنان اکثریت داشته و سمت های حساسی را در دست دارند. این کشورها همه پیشرفته هستند ولی در سمت دیگر دنیا و در میان کشور های جنوبی هم می شود مثال هایی را پیدا کرد که این قاعده را نقض کند.در بنگلادش دو جبهه سیاسی بزرگ در حال جنگ با یکدیگر هستند که یکی را خالده ضیاء و دیگری را حسینه واجد رهبری می کند.در لیبریا نا امن ترین و جنگزده ترین کشور آفریقای غربی الن جانسون قدرت را در دست دارد. بی نظیر بوتو هم مدتی قبل کشته شد تا امروز رئیس جمهور پاکستان متشنج و جزء این فهرست نباشد. بنابراین در کشور های توسعه نیافته دنیا هم سیاستمدار زن داریم.

 

این طور که در تلویزیون نشان می دهند از قرن ها قبل زنان با شکوه و جلال فراوان در دربار پادشاهان کره دارای مقام های عالی بودند و علاوه بر مشاوره به اعمال نفوذ و تغییر تصمیمات اساسی در حد جابه جا کردن امپراتور و تاسیس گوگوریو هم می پرداختند.اما در دنیای واقعی امروز اگر زنی بخواهد به سمت های بالا دست پیدا کند باید بیشتر از مردانی که در همان شغل هستند، تلاش کند و بیشتر از آنها مراقب باشد.خوزه لوییس ساپاته رو رئیس جمهور اسپانیا به دلیل جوانی و روشن بودن و درشتی رنگ چشم هایش و همین طور بازیگوشی هایش در کشور خود دامبی نامیده می شود. او در اولین کابینه خود وزرای زن زیادی به کار گرفت ولی تا قبل از آن عکس معروف کسی به این نکته اهمیتی نمی داد.در عکسی که با دقت فراوان از زنان عضو کابینه گرفته شده بود این خانم ها به دلیل لباس ها، آرایش و حرکاتی مثل نشستن روی دسته مبل بیشتر شبیه ستاره های تلویزیونی به نظر می آمدند. ساپاته رو در کابینه دوم خود هم این رویه را دنبال کرد و کارمه چاشن را به عنوان وزیر جنگ انتخاب کرد.او باردار بود و در مراسم رسمی ارتش چندان شبیه یک فرمانده جنگی به نظر نمی آمد.مخصوصاً با توجه به این نکته که ژنرال های ارتش اسپانیا اگر نبرد های وحشیانه جنگ جهانی دوم را به خاطر نداشته باشند جنگ های خونین داخلی را به یاد دارند. ارتش اسپانیا با فضای جنگی بیگانه نیست و تا چند سال قبل در عراق حضور داشت. پس عجیب نبود که تصویر چاشن با لباس راحتی بارداری، صورت بسیار جدی و در حال رژه رفتن از مقابل صف نظامیان غول پیکر مایه سرگرمی نشریات اروپایی شد.اگر بخواهیم وضعیت فعلی حضور زنان در جامعه شرقی خودمان را بسنجیم معیار های دیگری غیر از وزارت را خواهیم دید.در تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری و اعتراضات پس از آن حضور زنان بسیار پررنگ بود، آنقدر که گاهی اوقات مردان را متعجب می ساخت.اینها نشانه هایی هستند که خبر از تغییراتی در درون جامعه ما می دهند.

ضمیمه روز نامه اعتماد صفحه 3 چهارشنبه ١١ شهریور ١٣٨٨

   + محمد سرابی ; ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()